هیچ فکرش رو هم می‌کردی؟

بعد بازی‌ تو خیابون راه می رفتم، با لباس ایران و پرچم و بوق، یه حسی عجیبی‌ بود، که بازنده برنده بودن. دو بار دو تا آرژانتینی اومدند با من دست دادند، گفتند که چه قدر خوش شانس بودند که بردند. یکی‌ شون زد پشتم گفت آرزوی موفقیت برای بازی‌ با بوسنی تون. یکی شون گفت، عجب سانتر‌هایی‌ می‌‌کردید، ما میمردیم و زنده می شدیم!

آخرین چیزی که تو زندگیم فکر می‌کردم این بود که تو مونترال با لباس ایران راه برم، یه آرژانتینی بیاد بگه چه قدر استرس کشیده سر بازی با ایران! 

  
نویسنده : فرنود ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ تیر ،۱۳٩۳